فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چشمم ز غم عشق تو خون باران است جان در سر کارت کنم، این بار آن است از دوستی تو بر دلم باری نیست محروم شدم ز خدمتت، بار آن است

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸ | فرهنگ لغت