فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

این دوره سالوس، که نتوان دانست می‌باش به ناموس، که نتوان دانست خاکی شو و کبر را ز خود بیرون کن پای همه می‌بوس، که نتوان دانست

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۵ | فرهنگ لغت