فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر من به صلاح خویش کوشان بدمی سالار همه کبودپوشان بدمی اکنون که اسیر و رند و می‌خوار شدم ای کاش! غلام می‌فروشان بدمی

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۷ | فرهنگ لغت