فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پیری ز خرابات برون آمد مست دل رفته ز دست و جام می‌بر کف دست گفتا: می‌نوش، کاندرین عالم پست جز مست کسی ز خویشتن باز نرست

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴ | فرهنگ لغت