عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
پیری بدر آمد ز خرابات فنای در گوش دلم گفت که: ای شیفته رای گر میطلبی بقای جاوید مباش بیباده روشن اندرین تیرهسرای
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
پیری بدر آمد ز خرابات فنای در گوش دلم گفت که: ای شیفته رای گر میطلبی بقای جاوید مباش بیباده روشن اندرین تیرهسرای