عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت با باد صبا حکایتی گفت و بریخت بد عهدی عمر بین، که گل ده روزه سر بر زد و غنچه گشت و بشکفت و بریخت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت با باد صبا حکایتی گفت و بریخت بد عهدی عمر بین، که گل ده روزه سر بر زد و غنچه گشت و بشکفت و بریخت