فرهنگ لغت

عرافی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرافی . [ ع َرْ را ] (حامص ) عرّاف بودن .

عرافی . [ ع َرْ را فی ی ] (اِخ ) ابوسلیمان عبداﷲبن محمدبن محمدالعرافی . از شیخ ابالحسن روایت کند و حسن بن زیاد از او روایت دارد. (از اللباب ج ٢ ص ١٣٠).

معنی عرافی | فرهنگ لغت