عراده انداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عراده انداز. [ ع َرْ را دَ اَ ] (نف مرکب ) آنکه با عراده جنگ کند و بدان سنگ اندازد : بانصر و بوالحسن خلف با عراده انداز گفتند پنجاه دینار و دو پاره جامه بدهیم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٤٧٣). غوری عراده انداز زر و جامه بستد. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ٤٧٤).