عذرآوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عذرآوری . [ ع ُ وَ ] (حامص مرکب ) بهانه آوری . معذرت خواهی . پوزش خواهی : چنان کن که فردا در آن داوری نگیرد زبانت به عذرآوری . نظامی . بزرگان لشکر به عذرآوری پشیمان شدند از چنان داوری . نظامی . به عذر آوری خواهش امروز کن که فردا نماند مجال سخن . سعدی . ♦ روز عذرآوری ؛ روز قیامت : بپرهیزم از روزعذرآوری بپرهیزگاری کنم داوری . نظامی .