عدویة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدویة. [ ع َ وی ْ ی َ ] (اِخ ) دختر اسماعیل عدوی قیسی است . یکی از زنان بزرگ جهان اسلام است که در عرفان و تصوف سیری داشت بسیار متزهد و عابد بود. عطار در وصفش گوید آن مخدره ٔ خدر خاص، آن مستوره ٔ ستراخلاص، آن سوخته ٔ عشق و اشتیاق، آن شیفته ٔ قرب و احتراق، آن گم شده ٔ وصال و آن ... بنابر نقل تذکرة الاولیاء وی مدتی بقید رقیت درآمد. رجوع به رابعه ٔ عدویة و به تذکرة الاولیاء شود.
عدویة. [ ع َ دَ وی ْ ی َ ] (اِخ ) قومی از تمیم و از حنظله اند. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
عدویة. [ ع َ دَ وی ْ ی َ] (اِخ ) دهی است دارای بستانهای نزدیک مصر به شاطی شرقی نیل . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (آنندراج ).