عدوبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدوبند. [ ع َ ب َ ] (نف مرکب ) که عدو را بندد. که عدو را بند کند. که دشمن را به بند آرد. تسخیر و منقاد کننده ٔ دشمن . (از آنندراج ) : درشت و تنومند و زورآزمای به تنها عدوبند و لشکرگشای . نظامی . ♦ کمند عدوبند ؛ کمند که بدان دشمن بندند : کمند عدوبند را شهریار درانداخت چون چنبر روزگار. نظامی .