عدنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدنان . [ ع َ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد حضرت رسول است که بسیار فصیح بود. (فرهنگ نظام ) (آنندراج ). در غیاث است که نام یکی از اجداد حضرت رسول است که بغایت فصیح بودند و نسبت عربان تا بعدنان بالاتفاق بثبوت میرسیده . (غیاث اللغات ). نسبت وی را چنین ذکر کرده اند: عدنان بن ازدبن الهمیعبن المقوم بن تارخ بن سرح بن حمل بن قیداربن شالح بن ارفخشدبن سام بن نوح بن لامک بن ادریس بن ماردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم .
عدنان . [ ع َ ] (اِخ ) یکی از قبائلی است که انساب عرب بدان منتهی شود. مورخان متفق اند بر آنکه آن از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم است و معظم اهل حجاز به عدنان منسوبند بدین ترتیب که عدنان معد، ازمعد نزار و از نزار، ربیعه و مضر پدید آمد و بطون مضر و ربیعة بسیار شدند بدین ترتیب که از ربیعة بنو اسد و عبدقیس و عنزة و بکر و تغلب و وائل و اراقمه و دائل و جز آن منشعب شدند و قبائل مضر بدو شعبه منشعب گردید یکی قیس بن عیلان بن مضر دیگر الیاس بن مضر از قیس بن عیلان غطفان و سلیم و از غطفان بغیض و عبس و ذبیان، و فرع آنها پدید آمد و از سلیم بهتة و هوازن پدیدآمدند از الیاس تمیم و هذیل و اسد و بطون و کنانة منشعب شدند و از کنانة قریش منشعب شد و خود قریش منشعب به شعبی شدند مانند جمح، سهم، عدی، مخزوم، تمیم، زهره، عبدالدار اسدبن عبدالعزی و عبدمناف و از عبدمناف عبدشمس، نوفل، مطّلب و هاشم آمدند و از هاشم رسول اﷲ (ص )، و عباسیون آمدند و از عبد شمس بنو امیه آمدند و بدین وسیله بطون عدنان در سرتاسر حجاز تهامة، نجد، عراق و یمن منتشر شدند حضرت رسول در مقام انتساب وقتی که به یمن رسید توقف کردند و گفتند نسابون دروغ گویند و از عدنان تجاوز نمیکرد. (از اعلام زرکلی ).
عدنان . [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است به یمن . (معجم البلدان ).