عدنانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدنانی . [ ع َ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب بعدنان . ♦ باغ عدنانی ؛ در کوشک باغ عدنانی . (تاریخ بیهقی ).و از سرای عدنانی به باغ فرورود. (تاریخ بیهقی ). ♦ سرای عدنانی ؛ سرایی بوده است بشهر نیشابور : از راه بدرگاه آمد و در دهلیز سرای پیشین عدنانی ببست و از این سرای گذشته و از سرای دیگر سخت فراخ و نیکو گذشت . و بودی که سلطان آنجا بودی به سرای عدنانی و آنجا بار دادی . (تاریخ بیهقی ص ٥٦). و از سرای عدنانی به باغ فرورود. (تاریخ بیهقی ص ١٢٣). و امیر مسعود در صفه ٔ سرای عدنانی نشسته بود با ندیمان . (تاریخ بیهقی ص ١٢٤).