فرهنگ لغت

عدم مهارت

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ناشیگری، بی‌ذوقی عدم تمرین، عدم استفاده، خام‌دستی، خامی، ناآزمودگی، بی‌تجربگی، بی‌گناهی بی‌کفایتی، عدم صلاحیت، عدم لیاقت، ناشایستگی عدم مصلحت بی‌لیاقتی، ناتوانی، عجز، استیصال، درماندگی بدزمانی، بدموقعی عدم مناسبت، نابرازندگی، ناسازگاری

معنی عدم مهارت | فرهنگ لغت