فرهنگ لغت

عجاسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عجاسی . [ ع َسا ] (ع اِ) عجاساء. گله ٔ بزرگ از شتران . (منتهی الارب ). العظیمة من الابل . (اقرب الموارد). ◄ پاره ای از شب . (منتهی الارب ). رجوع به عجاساء شود.

معنی عجاسی | فرهنگ لغت