عث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عث . [ ع َث ث ] (ع مص ) خوردن مته پشم را و درافتادن در آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ ستیهیدن . (منتهی الارب ). الحاح . (اقرب الموارد). ◄ گزیدن مار کسی را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ برگرداندن کلام را بر کسی یا سرزنش کردن او را. (اقرب الموارد).
عث . [ ع ُث ث ] (ع ص ) هو عث مال ؛ او تباه کننده ٔ شتران است . (منتهی الارب ).
عث . [ ع ِث ث ] (ع اِ) افعی که افعی دیگر را خورد. ج، عِثاث . (اقرب الموارد).