عثور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عثور. [ ع ُ ] (ع مص ) دیده ور شدن . دیده ور شدن بر چیزی . (از تاج المصادر) (منتهی الارب ). ◄ لغزیدن . به رو درافتادن . (اقرب الموارد) : از قصور چشم باشد آن عثور که نبیند شیب و بالا را ز دور. مولوی (مثنوی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عثور. [ ع ُ ] (ع مص ) دیده ور شدن . دیده ور شدن بر چیزی . (از تاج المصادر) (منتهی الارب ). ◄ لغزیدن . به رو درافتادن . (اقرب الموارد) : از قصور چشم باشد آن عثور که نبیند شیب و بالا را ز دور. مولوی (مثنوی ).