عثج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عثج . [ ع َث َ ] (ع مص، اِ) به همه ٔ معانی رجوع به عَثج شود.
عثج . [ ع َ ] (ع مص ) همیشگی نمودن بر اندک اندک نوشیدن چیزی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ (اِ) گروه مسافران، مقلوب ثعج . (منتهی الارب ). گروه مردم . ◄ پاره ای از شب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).