عتمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عتمة. [ ع َ ت َ م َ ] (ع اِ) سه یک اول از شب بعد از غیبت شفق . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و گفته شده است وقت نماز عشاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ باقی مانده ٔ شیر که بعد از دوشیدن فرودآرد به پستان یا شیر که وقت عتمه فراهم آرد. (منتهی الارب ). بقیة اللبن یفیق بها النعم تلک الساعة. (اقرب الموارد). ◄ تاریکی شب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ (مص ) بازگشتن شتران از چراگاه وقت شام . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
عتمة. [ ع ُ ت ُ م َ ] (اِخ ) حصنی است در کوههای وصاب از نواحی زبید. (معجم البلدان ).