فرهنگ لغت

عبید زاکانی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱ - در تعریض

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنکه گردون فراشت و انجم کرد عقل و روح آفرید و مردم کرد رشته کاینات در هم بست پس سر رشته در میان گم کرد

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۱۱ - در تعریض | فرهنگ لغت