فرهنگ لغت

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امشب من و چنگیی و معشوقه چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لؤلؤتر میرست

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷ | فرهنگ لغت