فرهنگ لغت

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پیش لب و زلفش‌ای دل از حیرانی چون ابروی شوخ او مکن پیشانی سودازدگی زلف او می‌بینی باریک مزاجی لبش میدانی

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۱ | فرهنگ لغت