فرهنگ لغت

عبرب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبرب . [ ع َ رَ ] (ع اِ) تتم که نوعی از بر درخت ترش است که در طعام اندازند. مقوی احشای حار و قابض و رافع صفراء است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سماق . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

معنی عبرب | فرهنگ لغت