فرهنگ لغت

عبدالجمیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدالجمیل . [ ع َ دُل ْج َ ] (اِخ ) در سلک دانشمندان متعین انتظام داشت . و چند گاه در دارالسیاده ٔ سلطانی بقلم دانش نقش افاده بر صحیفه ٔ خاطر طلبه مینگاشت وی به سال ٩٢١ هَ . ق . درگذشت . وی معاصر امیر سلطان ابراهیم بود. (رجال حبیب السیر ص ١٩٢). و رجوع به حبیب السیر ج ٤ ص ٣٤٦ شود.

معنی عبدالجمیل | فرهنگ لغت