عبث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ بَ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمص.) انجام دادن کاری که فایدة آن نامعلوم باشد.<BR>۲- (ص.) کار و تلاش بیهوده و بی فایده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ بَ) [ ع. ] ۱- (اِمص.) انجام دادن کاری که فایده آن نامعلوم باشد. ۲- (ص.) کار و تلاش بیهوده و بی فایده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبث . [ ع َ ب َ ](ع ص، اِ) هزل . (اقرب الموارد). هرز. (منتهی الارب ). ◄ (مص ) کاری کردن که فایده آن معلوم نباشد یا فاعل آن را غرض درستی نبود. (اقرب الموارد). ♦ عبث گفتن ؛ بی معنی و لاطائل حرف زدن . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
گزاف، پوچ، بیهوده، بیمایه، بیارزش