عبامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبامة. [ ع َ م َ ] (ع مص ) احمق شدن . گول گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عبامة. [ ع َ م َ ] (اِخ ) آبی است مر عوف بن عبد راکه از بهترین آبهای آنان است . (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبامة. [ ع َ م َ ] (ع مص ) احمق شدن . گول گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عبامة. [ ع َ م َ ] (اِخ ) آبی است مر عوف بن عبد راکه از بهترین آبهای آنان است . (از معجم البلدان ).