عبالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبالة. [ ع َ ل ل َ ] (ع اِمص ) عبالة. ثقل و گرانی . (منتهی الارب ). گرانی . یقال : القی علیه عبالته ؛ ای ثقله . (منتهی الارب ).
عبالة. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) سطبر و تمام اندام گردیدن . (منتهی الارب ). عبلت الفرس ؛ درشت و سطبر پا گردید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بزرگ شدن . (تاج المصادر). ◄ (اِمص ) ثقل و گرانی . (اقرب الموارد). رجوع به عَبالَّه شود.