عاملة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاملة. [ م ِ ل َ ] (اِخ ) ابن سبأبن یشجب بن یعرب بن قحطان، جد جاهلی است که برادر حمیر و کهلان است . (از الاعلام زرکلی ).
عاملة. [ م ِ ل َ ] (اِخ ) بنت مالک بن ودیعةبن عفیربن عدی از کهلان از قحطانیه . ام جاهلی است که خاندان او از پسران او حارث بن مالک بن ودیعةبن عفیرند و از آنهاست : عدی الرقاع العاملی شاعر. (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به عقدالفرید ج ٣ ص ٢٥٢ شود.
عاملة. [ م ِ ل َ ](ع ص، اِ) مؤنث عامل . رجوع به عامل شود. عاملة الرمح ؛ سینه ٔ نیزه که نزدیک سنان باشد. ج، عاملات و عوامل . (منتهی الارب ) (تاج العروس ) (آنندراج ) (المنجد).