عامری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عامری . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ساحل بخش اهرم شهرستان بوشهر. واقع در ٣٣ هزارگزی جنوب باختر اهرم در ساحل دریا، کنار راه ساحلی سابق . محلی است جلگه ٔ گرمسیر، مرطوب و مالاریایی . ٤١٦ تن سکنه دارد. آب آن از چاه تأمین میشود و محصولات آن غلات دیمی و خرماست . اهالی به کشاورزی و صید ماهی اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
عامری . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر. واقع در ١٢هزارگزی شمال دیلم و شش هزارگزی ساحل در کنار راه فرعی دیلم به هندیجان . محلی است جلگه ٔ گرمسیر، مرطوب و مالاریایی و ٥٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از چاه تأمین میشود. محصولات آن غلات دیم و سبزیجات است و اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
عامری . [م ِ ] (اِخ ) یحیی بن بکر عامری یمنی ملقب به عمادالدین و مکنی به ابوزکریا از فضلاء و محدثان عامه بود. وی به سال ٨٩٣ هَ . ق . درگذشت . از تألیفات او است : بهجة المحافل فی السیر و المعجزات و الشمائل . (ریحانةالادب ). و رجوع به معجم المطبوعات ج ٢ ص ١٢٦١ شود.