عالة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عالة. [ عال ل َ ] (ع ص ) مؤنث عال . (اقرب الموارد). ابل عالة؛ شتران دوباره آب خورنده . و منه المثل عرض علی سوم عالة؛ أی لم یبالغ بیعی، که فروشنده ٔ کالا در وی مبالغه نکند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
عالة. [ ل َ ] (ع اِ) ج ِ عائل . رجوع به عائل شود. (منتهی الارب ). ◄ (اِ) شتر مرغ . (المنجد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ هر پوششی که از باران در زیر آن پناه آورند. (اقرب الموارد). باران گریز. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (المنجد).
عاله . [ ل ِه ْ ] (ع اِ) زن سبک وزن که آهنگ مختلف نماید و بر یک راه نرود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). طیاشه . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) شترمرغ . (منتهی الارب ). نعامه . (اقرب الموارد).