عاقول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.)<BR>۱- خار شتر.<BR>۲- دریا، موج دریا.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) ۱- خار شتر. ۲- دریا، موج دریا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاقول . (ع اِ) معظم دریا یا موج آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ اطراف وادی و نهر. (اقرب الموارد). ◄ رودبار کژ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). جوی کژ. ◄ ریگ توده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ کار پوشیده . ◄ زمین بی علم و نشان . ◄ گیاهی است که شتر خورد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نوعی از خرنوب است که کبر باشد و بعضی گویند درخت ساج است . (برهان ).
عاقول . (اِخ ) شهری است در مغرب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
عاقول . (اِخ ) دهی است در موصل . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ دیر عاقول ؛ شهری است بین مدائن و نعمانیه و فاصله ٔ آن تا بغداد ١٥ فرسنگ است . (منتهی الارب ). رجوع به دیرعاقول شود.