عاقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ق) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- از پی آینده.<BR>۲- جانشین، قائم مقام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ق) [ ع. ] (اِفا.) ۱- از پی آینده. ۲- جانشین، قائم مقام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاقب . [ ق ِ ] (ع ص، اِ) نائب مهتر و قائم مقام آن بعد از وی . (منتهی الارب ). ◄ نائب و خلیفه ٔ پیشینیان در امر نیکو، و منه قول النبی (ص ) و أنا العاقب ؛ أی آخر الانبیاء. کسی که جانشین بزرگی شود و رتبت او بعد از آن است، و منه جاءالسید و العاقب . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) هر چیز که جانشین شی ٔ پیشین خود شود. (منتهی الارب ). ◄ شتر ماده که بقیه ٔ گیاه خورد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
عاقب . [ ق ِ ] (اِخ ) واپسین پیغامبران یعنی محمد (ص ). (مهذب الاسماء). نام پیغمبر مسلمانان . (اقرب الموارد).