عافیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عافیة. [ ی َ ] (ع اِمص ) عافیت . صحت کامل . بهبود کامل . (اقرب الموارد). ◄ دور کردن خدای از بنده مکروه را. سلامت از بیماری و مکروهات در بدن و باطن دردین و دنیا و آخرت . ◄ (ص ) خواهنده ٔ رزق از طیور و سباع و جز آن . ج، عَوافی . (منتهی الارب ). ♦ عافیة الماء ؛ در آب آینده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ♦ کثیرالعافیة ؛ بسیارمهمان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به عافیت شود. ♦ ناقة عافیة اللحم ؛ ناقه ٔ بسیارگوشت . (منتهی الارب ). ج، عافیات و عَوافی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی