عافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِفا.) عفو کننده. ج. عفات.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِفا.) عفو کننده. ج. عفات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عافی . (ع ص ) عفوکننده . (اقرب الموارد). بخشنده . (منتهی الارب ). ◄ رائد. (اقرب الموارد). ◄ خواهنده ٔ رزق و فضل و غیره . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). طالب معروف و احسان . (مهذب الاسماء). ◄ ناپدید و نیست و مندرس کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ وارد. فرودآینده . ◄ درازموی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) مهمان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). شوربای در دیگ عاریتی باز انداخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنچه در دیگ عاریتی بجا گذارند از مرق و آن اجرت گونه بود دیگ عاریتی را. (از اقرب الموارد). ◄ باقی طعام در دیگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج، عُفاة و عفی و عافیة. (اقرب الموارد).