ظهیر فاریابی | قطعات | شماره ۷۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شهریارا برای مدحت تو تیغ فکرت همیشه آختهام بر بساط هوات اسب مراد بر رخ روزگار تاختهام گرچه از آرزوی خدمت تو دل و جان را به غم گداختهام ذکر زحمت نمیکنم حالی با شراب تهی بساختهام
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شهریارا برای مدحت تو تیغ فکرت همیشه آختهام بر بساط هوات اسب مراد بر رخ روزگار تاختهام گرچه از آرزوی خدمت تو دل و جان را به غم گداختهام ذکر زحمت نمیکنم حالی با شراب تهی بساختهام