فرهنگ لغت

ظالع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ظالع. [ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ظلع. ستور خمیده و لنگ . ◄ مرد مائل از حق و جز آن . ◄ مرد گنهکار و تهمت زده . مذکر و مؤنث در وی یکسان است . ◄ سگ لنگ . ◄ سگی که در شب خواب نکند. ◄ سگ ماده ٔ آزمند نر که سگان درپی او افتاده و نگذارند که خواب کند. سگ گشنخواه . ♦ امثال : لاانام حتی ینام ظالع الکلاب ؛ این مثل را درباره ٔ مردی گویند که از امور خود غافل نشود.

معنی ظالع | فرهنگ لغت