طپق زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طپق زدن . [ طُ پ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) طپق زدن اسب . از مچ پای لغزیدن . به هم سائیدن دو مچ پای از داخل . ♦ طپق زدن زبان ؛ حرفی را بجای حرفی دیگر ادا کردن، چنانکه «لام » را بجای «را».
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طپق زدن . [ طُ پ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) طپق زدن اسب . از مچ پای لغزیدن . به هم سائیدن دو مچ پای از داخل . ♦ طپق زدن زبان ؛ حرفی را بجای حرفی دیگر ادا کردن، چنانکه «لام » را بجای «را».