طویع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طویع. [ طُ وَ ] (اِخ ) ابوزیاد گوید: طوعة و طویع، از آبهای بنی العجلان است . شاعر گوید : نظرت و دوننا علماً طویع و منقاد المخارم من ذقان . (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طویع. [ طُ وَ ] (اِخ ) ابوزیاد گوید: طوعة و طویع، از آبهای بنی العجلان است . شاعر گوید : نظرت و دوننا علماً طویع و منقاد المخارم من ذقان . (از معجم البلدان ).