طوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوب . (اِخ ) (قصر الَ ...) موضعی است به افریقیه . (معجم البلدان ).
طوب . (اِخ ) موضعی است درگذرگاه اردن که یفتاح بدانجا گریخت ... و دور نیست که همان طیبه حوران حالیه باشد. (قاموس کتاب مقدس ).
طوب . (ع اِ) خشت پخته . (منتخب اللغات ) (مهذب الاسماء). خشت پخته به لغت اهل مصر. (منتهی الارب ). به لغت اهل مصر آجر است . (فهرست مخزن الادویه ).