طنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طنی . [ طِن ْی ْ ] (ع اِمص ) نافرمانی . اسم است طنی را. ◄ (اِخ ) نام آبی است . (منتهی الارب ).
طنی . [ طَن ْی ْ ] (ع اِ) تهمت . ◄ خاکستر سرد. ◄ بیماری . ◄ چغزلاوه . ◄ (مص ) خریدن درخت خرما یا بار آن . ◄ فروختن بار درخت خاصة. ◄ زنا کردن . ◄ درگذشتن در فجور و تمادی کردن در آن . ◄ درچفسیدن سپرز در پهلوی چپ کسی از تشنگی . (منتهی الارب ). سپرز پهلو دوسیدن از تشنگی . (زوزنی ). ◄ به شدن از گزیدگی کژدم . (منتهی الارب ).
طنی . [ طُ نی ی ] (ع ص ) مرد تندار پرگوشت . (منتهی الارب ).