طنف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طنف . [ طَ ن َ / طَ ] (ع اِ) دوال . (منتهی الارب ). دوالها. پوستها. پوست پاره ٔ سرخ که بر جامه دانها باشد. (منتهی الارب ). ◄ تهمت . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (مهذب الاسماء). بهتان . (منتخب اللغات ).
طنف . [ طَ / طُ / طَ ن َ / طُ ن ُ ] (ع اِ) تندی از کوه بیرون برآمده . ◄ آنچه بر آید از کوه . (منتهی الارب ). ◄ گردن . (منتخب اللغات ). آنچه از گردن بلندی و برآمدگی داشته باشد. (منتخب اللغات ). سر کوه .ج، اطناف، طنوف . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ◄ هرچه بلند و بیرون آمده باشد از بنا. (منتهی الارب ). ◄ کرانه های دیوار به خشت فروگرفته . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ◄ پوشش در سرا. (منتهی الارب ). پوشش در سرای که از بنا پیش آمده باشد و از بالا درگذشته باشد. (منتخب اللغات ).
طنف . [ طُ ] (ع اِ) رجوع به طَنْف شود.