طمیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طمیل . [ طُ م َ ] (ع ص ) برهنه از جامه ها. (منتخب اللغات ).
طمیل . [ طَ ] (ع ص ) پنهان حال . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) بزغاله ٔ نر و ماده . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). جدی و عناق . (فهرست مخزن الادویه ). ◄ بوریا. (منتهی الارب ). حصیر. (منتخب اللغات ). ◄ آب و لای آمیخته . (منتهی الارب ). لای تک ِ حوض . (منتخب اللغات ). ◄ خار خرمابن .(منتهی الارب ). ◄ پیکان پهن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ◄ گردن بند بدان جهت که به بوی خوش بیالایند آنرا. ◄ (ص ) نان فراخ و پهن . ◄ تیر خون آلود. (منتهی الارب ).