طمیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طمیة. [ طَ می ی َ ] (اِخ ) در کتاب نصر آمده که طمیه پشته ای است . (معجم البلدان ).
طمیة. [ طَ می ی َ ] (اِخ ) اصمعی گوید از بلاد فزاره است . (معجم البلدان ).
طمیة. [طَ می ی َ ] (اِخ ) و نیز اصمعی آورده که طمیه کوهی است ببادیه در بلاد مرةبن عوف . شاعر گوید : اتین علی طمیة و المطایا اذا استحثثن اتعبن الجرورا. (از معجم البلدان ).