طماچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طماچه . [ طَ چ َ / چ ِ ] (اِ) سیلی . طپانچه : سمال پدر قبیله ای بدان جهت که شخصی را به طماچه کور کرد. (منتهی الارب ). سالقة؛ زنی که در مصیبت بسیار بانگ کند و روی خود را طماچه زند. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طماچه . [ طَ چ َ / چ ِ ] (اِ) سیلی . طپانچه : سمال پدر قبیله ای بدان جهت که شخصی را به طماچه کور کرد. (منتهی الارب ). سالقة؛ زنی که در مصیبت بسیار بانگ کند و روی خود را طماچه زند. (منتهی الارب ).