طلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طلم . [ طُ ] (ع اِ) خوان نان نهادن . (منتهی الارب ).
طلم . [ طَ ] (ع مص ) الضرب ببسط الکف . با کف دست زدن . ◄ طلم الخبزة؛ برابر و درست ساخت نان را. (منتهی الارب ).
طلم . [ طَ ل َ ] (ع اِ) چرک دندان که از ناکردن مسواک گرد آید. (منتهی الارب ). چرک دندان را گویند. (فهرست مخزن الادویه ).