طلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طلس . [ ] (معرب، اِ) به یونانی صلبه (؟) است . (فهرست مخزن الادویه ).
طلس . [ طَ ] (ع مص ) پاک کردن نوشته را و محو نمودن . ◄ آوردن چیزی را. ◄ کور گردیدن . ◄ تیز دادن . ◄ طُلِس َ به فی السجن (مجهولاً)؛ در زندان افکنده شد. (منتهی الارب ).
طلس . [ طِ ] (ع اِ) نامه . ◄ نامه ٔ پاک کرده شده . ◄ جامه ٔ ریمناک . (منتهی الارب ). جامه ٔ کهنه . (مهذب الاسماء). ◄ پوست موی رفته ٔ ران شتر. ◄ گرگ بیموی و کهنه . ج، اطلاس . (منتهی الارب ).