طفس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طفس . [ طَ ف ِ ] (ع ص ) پلید و نجس ازمردم و جز آن . (منتهی الارب ). پلید. (منتخب اللغات ). چرک . ریمناک . (منتهی الارب ). چرکین . (منتخب اللغات ).
طفس . [ طَف َ ] (ع مص ) طفاسة. چرکین و ریمناک شدن جامه . (منتهی الارب ). شوخکن شدن . (تاج المصادر). ◄ پلیدی مردم . ◄ پلیدی کردن . (منتهی الارب ).
طفس . [ طَ ] (ع مص ) آرمیدن با زن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ).