طغار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طغار. [ طَ ] (اِ) تغار. طشت گِلین : گل و شکر به طشتی یا لاکی چوبین یاطغاری سفالین در کنند، یک تو گل، یک تو شکر [ در ساختن گلشکر ]. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). تا شما را از غرقاب هلاکت و طغار خون بیرون کشم . (جهانگشای جوینی ). و مؤمنان را چون شتران ماهار زده، ده ده و بیست بیست دریک رسن قطار میکردند، و در طغار خون می انداخت، تا زیادت از صد هزار را شهید کردند. (جهانگشای جوینی ).