طعن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(طَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- نیزه زدن.<BR>۲- سرزنش کردن.<BR>۳- کنایه زدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطزخمزبان، سرزنش، طعنه، عیبجویی، کنایه، گوشه، ملامتعیب گفتن، سرزنش کردن، کنایه زدننیزه زدنواژه قبلی: طعمهواژه بعدی: طعن زدن