طزع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طزع . [ طَ زِ ] (ع ص ) مرد بی غیرت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد بی رشک . (مهذب الاسماء). ◄ حریص بی خیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مرد مفلس و بی چیز. من لا غناء له . (اقرب الموارد).
طزع . [ طَ ] (ع مص ) آرامش کردن با زن . ◄ پس ماندن و تقاعد ورزیدن لشکری از جنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طزع . [ طَ زَ ] (ع مص ) لغةٌفی طَسَع. (منتهی الارب ). حریص گردیدن . آزمندی کردن . ◄ شوخ چشم شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نکاح . (اللسان از ذیل اقرب الموارد).